lbdqwddascjbbasc
-
تاریخ: 1393/4/1 ساعت: 4:59
ــــــچ قافیه ای ردیف نام تو نشد شعر دیگری خواهم نوشت این بار سپید ِ سپید تا کفن پوش کند تمام غزلهایی که برایت مردند.... تاریخ خندیدن هایش را هنوز دارم کنار عطر خاطره ها و هنوز هم به دنبال او گذشته ام را دوست دارم من از تاریخ تنفر دارم و تو مرا عاشق تاریخ میکنی برای کردستان عزیز بی تو خزان خودش ...
qw;dbqw;dd
-
تاریخ: 1393/4/1 ساعت: 4:50
-تاده خیمه ی بی من ماه حتی هنوز پشت اقاقی ست با دامنی پر از پریده ی خاکستر بی وقفه بوریای سحر می زند بر آب جذر تو بر شقایق قربانگاه تا پیری ام نهاده در آن بالا مشتی پر رها شده بر گلسنگ تا دیده عطر نارس نیزار جذر تو بر شقایق قربانگاه دریا به رنگ چهره ی ما رد چهار شاخه بر آن دیوار مهتاب رابه نیم جو از...
aslcbasc;asc
-
تاریخ: 1393/3/31 ساعت: 21:48
که می آید و می کوبد پشت ِ در را ، به خودم می گویم : من همین فردا کاری خواهم کرد کاری کارستان ... و به انبار کتان ِ فقر کبریتی خواهم زد ، تا همه نارفیقان ِ من و تو بگویند : "فلانی سایه ش سنگینه پولش از پارو بالا میره ..." و در آن لحظه من مرد ِ پیروزی خواهم بود و همه مردم ، با...
aslcbac
-
تاریخ: 1393/3/31 ساعت: 21:41
ی به زیر برد تق - چوب پنبه را کشید و بی خیال گفت : مزه ... ؟ مرد گفت : خاک ... "دستی به ته کفش خویش زد ." الکل درون کبودی لیوان ، ترانه خواند . * وقتی شمایل بطری از سوزش عجیب نگهداری و بوی تند رها شد آن مرد بی قرار ، دست خاکی خود در دهان گذاشت . ناگاه از تعجب این...
asclbjasc;
-
تاریخ: 1393/3/31 ساعت: 21:32
گر افسرده طفل ِ پابرهنه ، از زبان مادر ِ شب ها نمی ترسد دگر شمع امید ما چو خورشیدی نمایان است دگر صبح است ... کنون شب زنده داران صبح گردیده ، نخوابید ، جنگ در پیش است . کنون ای رهروان حق ، شبِ تاریک معدوم است سفیدی حاکم و در دادگاهش هر سیاهی خرد و محکوم است . کنون باید که برخیزیم و خون دشمنا...
asclbasc
-
تاریخ: 1393/3/31 ساعت: 21:23
ن خسته را احساس خواهم داد ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت نورهای تازه ای در چشم های مات خواهم ریخت لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد سِهره ها را از قفس پرواز خواهم داد چشم ها را باز خواهم کرد ... * خواب ها را در حقیقت روح خواهم داد دیده ها را از پس ِ ظلمت به سوی ماه خواهم خواند نغمه ها را د...
qwlbdqwdqdqwd
-
تاریخ: 1393/3/30 ساعت: 21:19
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.» آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟» زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.» آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم.» عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کر...
qqwdlbjdwdhqlwd
-
تاریخ: 1393/3/30 ساعت: 21:14
مچنین مشهور به خدای همه الهه ها وزنان وازدواج بود درروز ۱۴فوریه جشن ایوپرکالیا برگزار می شد در این روز ۲ختران جوان نام خود را روی کاغذ نوشته دربطری هایی می گذاشتند وبه اب می انداختند درطرف دیگر رودخانه پسران جوان درانتظار می ایستادند وهریک بطری را از اب می گرفتند وتاشب ۱۴فوریه با ۲ختری که نام اورا ا...
qwdbqwdqwdl
-
تاریخ: 1393/3/30 ساعت: 21:07
بی گمان اگر داعش بیاید و در کربلا جولان دهد بعضی پریزیدنت های بعضی کشورها دنبال صحبت تلفنی با خادم الحرمین شریفین اند تا بلند بگویند تقبل الله یا شیخ و از کنار ماجرای سامرا یک جور بگذرند منظورم رییس جمهور سابق چچنستان است اصلا به شعر چه بگذار سیاست بر میز مذاکرات همچنان لبخند بزند تا از خنده روده بر...
qwldbqw;dqw;d
-
تاریخ: 1393/3/28 ساعت: 19:01
-و همان آرزویی هستی که مانند مژه بر گونه ام افتاده ای می پرسند کدام چشم ات را می خواهی؟ می گویم چپی را اما از گونه ِ راستم "بَرت" میدارند و می گویند: "او هیچ وقت بر آورده نمی شود" و من همچنان با صبوری در حسرت بر آورده شدنت افتادن مژه ای دیگر از پلک ام را انتظار میکشم مثل پاییـــــــــــــــز مثل درخ...
qwlduq;wd
-
تاریخ: 1393/3/28 ساعت: 18:55
ـــــــــــلام به دوست جوونای عزیزم ... از اینکه تو این مدتی ک نبودم اومدین و بهم سردین خیــــــــــلی خوشحال شدم باورتون نمیشه ... نمیدونستم چطوری از همتوون تشکر کنم دفعه ب ذهنم رسید که بیام و توی پیج از همتوون تشکر کنم ... دوست جوونیای خودمین خیلی دوستتون دارم ... فدای همتون ... ملـــــ- خرید سی ...
asclhackdwqd
-
تاریخ: 1393/3/28 ساعت: 18:46
بی خیال داعش و کربلا در کار مهره چینی خود هستند منظور من شاید وزیر علومیباشد در بورکینوفاسو و بی گمان اگر داعش بیاید و در نجف جولان دهد بعضی وزیرهای خارجه بعضی نقاط جهان همچنان لبخند میزنند و از هفت روز هفته شان شش روز را با پنج به علاوه یک سپری میکنند منظورم وزیر خارجه جایی ست مثل گینه بیسائو و ...